صدا

امروز نور را شنیدم!

 

پس می توان ،

سایه ها و رنگها را هم شنید .

می توان حتی عطر گلها ، شکوفه درختان

و طعم  تک تک میوه ها را هم شنید .

می توان چهره ، نگاه ، عشق انسانها را شنید ،

می توان صلح را دید .

 

هر کس با صدای خود چیزی را ترسیم می کند ،

که گویی

آن را قبل از تولد شنیده است .

همه همصدا می شوند . هر کس با زبان خود .

مقصد یکی است .

 

دنیا کوچک است و پرواز پرندگان بزرگ.

تو کیستی ؟ از کدام دیاری ؟

من صدای نورم ، پرده ای از آرزوهای دیرین.

 

کاشتم عشق است به تو . تو هم بکار!

من هم کاشته ام با تو ،

در زمینِ من ٬ در زمینِ تو .

 

نیایش ،

و ستایش .

نه از من ، نه از تو .

... از او .

                           

  
نویسنده : ونوس ... ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ دی ،۱۳۸٤