زيبا کنار

سلام

یه مدت طولانی هست که ننوشتم . آخه  دو هفته اطاقم رو رنگ می کردم و کامپیوتر رو جمع کرده بودم ، بعد از اون هم کلی کار داشتم . یه هفته هم مسافرت بودم . رفته بودم زیباکنار!!! سخنرانی داشتم . جای همگی خالی ! خیلی خوش گذشت .

 محل برگزاری کنفرانس ، مجتمع صدا و سیما بود . یه جای فوق العاده زیبا . همه چیز عالی بود غذا ، هتل ، کنسرت . سخنرانی هم که مثل همیشه خوب بود و البته خیلی پر بار ! احتمالا بتونیم قراردادهای خوبی ببندیم و این خیلی خوبه . کلی از شهرستانها درخواست کردن که براشون دوره هایی رو بذاریم و این خیلی امیدوارکننده است ، چون نشون میده که اونا ایده های نو رو نه تنها دوست دارن بلکه حاضر هستن که سختی تغییر رو برای بهتر شدن به جون بخرن .

من حالم خیلی خوبه . یه دنیا انرژی دارم.

راستی؟ شده توی یه شب خیلی سرد بعد از ساعت 12 کنار دریا باشید ؟ زیر نم نم بارون با یه مه غلیظ و سکوت . البته تو این سکوت صدای مرغای دریایی ، قورباغه و گهگاهی جیر جیرک هم هست به همراه صدای کوبیده شدن آب به ساحل . تو هستی ، آب ، دریا و تنهایی ! نه اون تنهایی که سخته یه جور تنهایی که تو رو تو کل دنیا حل کرده و تو رو جزئی از طبیعت کرده . توی این تاریکی و مه دیگه هیچ مرزی بین آسمون و دریا نیست ، یعنی اصلا قابل تشخیص نبود . کلمات قادر به توصیف اون همه زیبایی نیست . نیمه شبی بارانی و سرد قدم زنان از میان جنگل دریا رو ترک می کنی و ...

من که بعد از اون همه کار و مشغله فکری به این سفر احتیاج داشتم و انصافا هم عالی بود . کلی دوست پیدا کردم و یه دنیا خاطره ی زیبا دارم .

شاد باشید!!!

 

  
نویسنده : ونوس ... ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٤